انسانهای متمدن

 

در حالیکه غزه در خون و آتیشه و تا امروز حدود 900 نفر شهید و بیش از 4000 نفر زخمی شدن که خیلی از اونها کودکان و زنان هستند ، یکی از دغدغه های رییس جمهور جدید آمریکا ، انتخاب سگ واسه کاخ سفیده که به گفته خودش از انتخاب وزیر بازرگانی سخت تره چرا که نظرات مختلفه !!!

چه دنیای جالبی داریم ! مدعیان دموکراسی و طرفداری از آزادی و حقوق بشر ،انتخاب سگ کاخ سفید واسشون از جون کودکان فلسطینی مهم تره !!! دیگه هیچ کس نمی تونه ادعا کنه که این کودکان هم تروریست هستند .

واقعه فلسطین و غزه نشون داد که سازمان ملل و شورای امنیت هم  کاملا دروغین و وسیله دست قدرتمندان هستند و واقعا متاسفم واسه اونهایی که سنگ این سازمانها و کشورهای ظالم رو به سینه می زنند . و اگه تمدن اینه که من اصلا دوست ندارم آدم متمدنی باشم .

 

 

کربلای تو

 

نومید نشو تو را نیز کربلایی است و

عاشورایی که تشنه خون توست .     ( شهید آوینی)

خیانت

 

مرگ بر حُسنی مبارک

 

به نظر من حُسنی مبارک و امثال او از صهیونیستها گناه کارتر هستند . دشمن ، دشمن است و دشمنی می کند . خوبی دشمن این است که رودررومی ایستد و اعلام می کند که من دشمن تو هستم . اما در مورد حُسنی مبارک و دیگر سران خائن کشورهای اسلامی ، به این دلیل گناه آنان سنگین تر است که ادعای دوستی دارند و دارند ضربه می زنند و جنایت می کنند . مثلا همین مبارک خائن می گوید این که من مرز را بسته ام به نفع خود فلسطینی هاست و با دلایلی احمقانه و کاریکاتوری سعی می کند کار خودش را توجیه کند .

...................................................

من یک قاعده کلی بگویم که بی ربط به این قضیه هم نیست :

یک زمان انسان از کسی توقعی ندارد . اما وقتی که انسان از کسی توقع دارد ، از کسی انتظاری دیگر دارد و او نه تنها آن توقع را برآورده نمی کند بلکه ، برعکس ، کاری دیگر می کند ، در این زمان است که ضربه ای شدید به انسان وارد می شود .  

و هرچه توقع از کسی یا دسته ای بیشتر باشد ، کار و عمل او هم اهمیت بیشتری پیدا می کند . مثلا اگر کار اشتباهی را که اگر دیگران انجام بدهند خیلی مهم نیست ، همان کار را اگر این شخص یا دسته انجام بدهند مهم می شود و اشتباه بزرگی جلوه می کند . این یک قاعده کلی است .

 

 

ظرائف

 

إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین ، لاتبرد أبدا

 

1 – فداکاری مهمه ، اما به موقع بودن اون هم مهمه .

وقتی فرصت از دست رفت ، دیگه چه فایده ای داره .

غروب عاشورا برسی چه فایده ای داره .

اون موقع که باید میومدی نیومدی . حالا اومدی که ....

حالا که فرصت از دستت رفته ...

فرصت کمه . باید حواست باشه .

2 – خلخال از پای اهل بیت امام حسین علیه السلام باز می کرد

و گریه می کرد !!!

می فرمود : دیگه چرا گریه می کنی

می گفت : آخه شما اهل بیت رسول خدا هستید .

اما خب دیگه ، اگه من نبرم کس دیگه ای می بره .

" وای " خدایا ما رو به خودمون وامگذار .

 

 

لبیک ....

 

1 - « کیست مرا یاری کند؟» این صدا از عاشورا تا الان بلنده . اگه خوب گوش کنی امام زمان علیه السلام هم الان همین ندا رو داره . « کیست مرا یاری کند ؟»

اما این جمله یک معنی دیگه هم داره : « آیا کسی هست که من او رو یاری کنم ؟»

به سود ماست این خدمت ، نه سود نگار

آخه اون مرد اومد و عرض کرد آقا من خودم نمیام کمکت ، اما یک اسب و شمشیر خوب دارم اونها رو میدم . آقا فرمود : من خودت رو میخوام ، اسب و شمیرت به چه درد من میخوره . ( من میخوام دستت رو بگیرم)

2 – فکر نکنید تا عمربن سعد اشاره کرد مردم کوفه رفتند کربلا ، نه اینطور نبوده، حتی خیلی از اونها امام رو دوست داشتند . یک عده ای که رفتند کربلا و... اما اونهایی هم که نرفتند هیچ کاری نکردند . این رو میخوام بگم که بی خاصیت بودند . بابا امامتون رو دارند می کشند اونوقت شما نشستید . حتی شنیدم یک عده ای رفته بودند بالای تپه ای و برای آقا دعا می کردند که کشته نشه ! بابا امام و حجت خدا رو دارند می کشند اونوقت شما نشستید دعا می کنید! باید برید کمکش !

خدا کنه ما بی خاصیت نباشیم .

3 – این پیراهن سیاه پرچم ماست. من اگه بخوام فقط گریه کنم، توی خونه هم میتونم گریه کنم . میام توی هیئت و توی خیابونها که محبت و ولایت خودم رو داد بزنم ، با پیرهن سیاه و عزاداری و هیئت و گریه کردنم. توی هیئت میام بلند گریه می کنم و ناله می زنم که بقیه هم بشنوند . همه دنیا بدونن که مرام و تفکر من چیه ، کدوم طرفی هستم .  

 

هاتف

 

هر گاه مسئولیتی را پذیرفتی منتظر شایعات باش .

 

 

گوش نکردیم

 

پیر میخانه چه خوش گفت به دُردی کش خویش

                                       که   مگو   حال   دل   سوخته   با   خامی  چند

 

در تشکلهای دانشجویی

 

نظارت منطقی آری - دخالت غیرمنطقی خیر

 

هاتف

 

 

I accept that I made some mistakes but

 I did my job so faithfully that I lost my peace and my life

 

وظیفه ام را چنان وفادارانه انجام دادم که  زندگی و آرامشم را از دست دادم .

 

از آن روز ...

 

بعضی از بندها اسارته اما بعضی از بندها آزادگی :

 

من از آن روز که در بند توام آزادم .

 

 

کاسه داغ تر از آش

 

مومن : خدا اجازه داده . تو اجازه نمی دی ؟